
آسانسور، بازاری که سازنده مسکن در آن دست بسته است
اسماعیل محمدپور، کارشناس و فعال اقتصادی، مدیرعامل شرکت جهان آسانبر کیوان (JAK)
ساخت یک ساختمان فقط به خرید زمین و تهیه مصالح ختم نمیشود. در بخش تجهیزات نیز سازنده با بازاری روبهروست که انتخاب در آن همیشه به سادگی مقایسه قیمت چند کالا و انتخاب ارزانترین گزینه نیست. آسانسور یکی از نمونههای روشن این بازار است. محصولی که مجموعهای از تجهیزات، خدمات فنی، نصب، تاییدیه و نگهداری را در کنار هم قرار میدهد و همین پیچیدگی، قدرت تصمیمگیری سازنده را محدود میکند.
به گزارش خبر مهم، سازندهای که قصد خرید آسانسور دارد، در واقع یک محصول واحد نمیخرد. موتور، تابلو فرمان، درها، ریل، کابین، تجهیزات ایمنی و قطعات مختلف باید با یکدیگر هماهنگ باشند و در نهایت کل مجموعه نیز توسط شرکت یا مجموعهای متخصص نصب و راهاندازی شود. به همین دلیل، مقایسه دو پیشنهاد قیمت بدون بررسی جزئیات فنی آنها میتواند گمراهکننده باشد. یک پیشنهاد ممکن است ارزانتر باشد، اما تفاوت مشخصات فنی یا کیفیت قطعات باعث شود مقایسه واقعی میان دو گزینه دشوار شود.
همین مسئله، یکی از چالشهای مهم بازار آسانسور را نشان میدهد. یعنی نبود یک زبان ساده و قابل مقایسه برای قیمتگذاری. وقتی دو شرکت برای یک ساختمان قیمتهای متفاوتی ارائه میکنند، سازنده باید بداند این اختلاف دقیقا ناشی از چیست. آیا تفاوت مربوط به موتور و تابلو فرمان است؟ آیا نوع درها و کابین متفاوت است؟ خدمات نصب و گارانتی چه سهمی دارد؟ هزینه سرویس و تامین قطعات بعد از نصب چطور محاسبه میشود؟
در چنین بازاری، اطلاعات فنی اهمیت زیادی پیدا میکند. سازندهای که تخصص کافی در حوزه آسانسور ندارد، عملاً برای انتخاب میان پیشنهادهای مختلف به توضیحات فروشنده و پیمانکار وابسته میشود. این وابستگی اگر با شفافیت کافی همراه نباشد، میتواند قدرت چانهزنی خریدار را کاهش دهد.
از سوی دیگر، بازار آسانسور فقط بازار فروش تجهیزات نیست. شرکتهایی که در این حوزه فعالیت میکنند، ممکن است همزمان مسئولیت طراحی، تامین قطعات، نصب، راهاندازی و خدمات پس از فروش را بر عهده داشته باشند. این زنجیره اگرچه میتواند خدمات یکپارچهای به مشتری ارائه کند، اما در صورت نبود شفافیت، تشخیص اینکه قیمت نهایی هر بخش چقدر است را برای خریدار دشوار میکند.
موضوع خدمات پس از فروش نیز اهمیت ویژهای دارد. آسانسور پس از نصب وارد دورهای طولانی از بهرهبرداری میشود و ساختمان به سرویس و تعمیرات نیاز خواهد داشت. بنابراین شرکتی که قیمت اولیه پایینتری پیشنهاد میدهد، الزاما ارزانترین گزینه در بلندمدت نیست. اگر هزینه سرویس، قطعات و تعمیرات در قرارداد روشن نباشد، ممکن است ساختمان بعد از تحویل با هزینههایی مواجه شود که در زمان خرید پیشبینی نشده بود.
از همینجا ضرورت شفافیت قراردادها مشخص میشود. مشخص بودن برند و مشخصات قطعات، مدت و شرایط گارانتی، مسئولیت تعمیرات، نحوه تامین قطعات، هزینه سرویس و تعهدات شرکت نصب میتواند فضای بازار را برای سازنده روشنتر کند. هرچه این اطلاعات دقیقتر باشد، امکان مقایسه واقعی میان شرکتها نیز بیشتر خواهد شد.
مسئله دیگر، رقابت میان تولیدکنندگان و شرکتهای فعال در این بازار است. وجود تولیدکنندگان متعدد به خودی خود به معنای رقابت مؤثر نیست. رقابت زمانی میتواند به کاهش هزینه و افزایش کیفیت منجر شود که خریدار بتواند محصولات و خدمات را بر اساس معیارهای مشخص مقایسه کند. در غیر این صورت، تفاوت قیمتها ممکن است برای مشتری قابل تشخیص نباشد و تصمیمگیری بیشتر بر پایه نام شرکت یا توصیههای غیررسمی انجام شود.
برای صنعت ساختمان که با افزایش هزینههای متعدد مواجه است، شفاف شدن چنین بازاری اهمیت اقتصادی دارد. سازنده زمانی میتواند هزینه پروژه را مدیریت کند که بداند بابت چه خدمتی چه مبلغی میپردازد و در برابر آن چه کیفیت و تعهدی دریافت میکند. شفافیت، علاوه بر حمایت از سازنده، در نهایت به نفع خریدار مسکن نیز خواهد بود. زیرا هزینههای مبهم و پیشبینینشده کمتری به پروژه منتقل میشود.
آسانسور به دلیل ماهیت فنی و الزامهای ایمنی، بازاری نیست که بتوان در آن تنها بر اساس پایینترین قیمت تصمیم گرفت. اما پیچیدگی فنی نباید به معنای مبهم بودن قیمت و قرارداد باشد. بازار حرفهای بازاری است که در آن خریدار بتواند تفاوت دو پیشنهاد را بفهمد، کیفیت را با قیمت مقایسه کند و بداند پس از نصب آسانسور چه تعهداتی بر عهده فروشنده و پیمانکار خواهد بود.
اگر قرار است هزینه ساخت مسکن کاهش پیدا کند، فقط نباید به دنبال ارزانتر کردن تجهیزات بود. باید سازوکار بازارهایی را هم که این تجهیزات در آنها عرضه میشوند، شفافتر کرد. آسانسور نمونهای از بازاری است که اصلاح رابطه میان تولیدکننده، پیمانکار و سازنده میتواند به اندازه کاهش قیمت یک قطعه، در مدیریت هزینه پروژه اهمیت داشته باشد.




