
آیین «اسم سرخ عشق» در موزه موسیقی تهران برگزار شد؛ بیانیهای فرهنگی درباره هنر زیستن و ایستادگی درونی
آیین هنری «اسم سرخ عشق» عصر جمعه هشتم اسفندماه ۱۴۰۴ در موزه موسیقی تهران برگزار شد؛ رویدادی فرهنگی که با شعر فرنگیس منصوری، خطنگارههای خسرو شیرچی و ایدهپردازی و تهیهکنندگی انوشیروان پویان، در قالبی متفاوت کوشید نسبت هنر با زیستن، ایستادگی روانی و معنای حضور در روزگار پراضطراب امروز را بازخوانی کند.
به گزارش خبر مهم، «اسم سرخ عشق» از ابتدا بهعنوان یک برنامه متعارفِ مخاطبمحور طراحی نشده بود. این آیین آگاهانه و از روی تصمیم، بدون دعوت عمومی و بدون حضور مخاطب برگزار شد تا همین غیابِ ظاهری، به بخشی از پیام اصلی اثر بدل شود؛ پیامی که بر این نکته تأکید دارد که در برخی لحظات تاریخی، خودِ ایستادن، خودِ ساختن، و خودِ حفظ معنا، نوعی کنش فرهنگی و شکلی از مقاومت برای زیستن است.
در این نگاه، برگزار نشدنِ رویداد برای جمعیت، نشانه خلأ یا انصراف نبود، بلکه بخشی از فرم بیانی آن به شمار میرفت. برگزارکنندگان تلاش کردند در شرایطی که ذهن و روان جامعه بیش از هر زمان دیگری با فشار، شتاب و فرسودگی درگیر است، آیینی خلق کنند که نه به هیاهو متکی باشد و نه به ظاهرِ پرجمعیتِ رویدادها، بلکه با تکیه بر شعر، خط، سکوتِ موسیقی، سکوت و کیفیت اجرا، خود به صورت یک بیانیه فرهنگی عمل کند؛ بیانیهای در دفاع از معنا، استقامت روانی و امکان زیستن با هنر.
در «اسم سرخ عشق»، شعر، خطنگاره و سکوت در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا تجربهای واحد و تأملبرانگیز پدید آورند. این سه حوزه هنری در این برنامه نه اجزایی جدا از هم، بلکه سه زبان همافزا بودند که یک مفهوم مشترک را حمل میکردند: هنر، تنها ابزار زیبایی یا مصرف فرهنگی نیست؛ هنر میتواند تمرین زیستن، تمرین تابآوری، و راهی برای حفظ تعادل درونی در مواجهه با زمانه باشد.
نقش انوشیروان پویان در این میان، صرفاً به تهیهکنندگی محدود نبود. آنچه در طراحی این پروژه جلب توجه میکرد، نگاه خلاق و متفاوت او در صورتبندی یک موقعیت هنری بود؛ موقعیتی که در آن، حذف آگاهانه مخاطب، خود به زبان اثر تبدیل شد. این انتخاب، «اسم سرخ عشق» را از یک نمایش ساده فراتر برد و آن را به تجربهای نزدیک کرد که در آن، هنر بهمثابه نشانه قدرت ذهن، سرسختی درونی و استمرار معنابخشِ زندگی مطرح میشود.




