
سکوتی که بوی بی تفاوتی می دهد؛ چهره های پرنفوذ زیر ذره بین اخلاق
دکتر سجاد بهرامی گفت: سکوت چهرههای پرنفوذ در زمان بحران و علی الخصوص جنگ تحمیلی علیه کشورمان توسط رژیم کودک کش اسرائیل و آمریکای جنایتکار، تنها یک رفتار منفعلانه نیست، بلکه نشانهای از نوعی گریز از مسئولیت است که سالها در لایههای مختلف فرهنگ عمومی رسوب کرده و اکنون در چنین لحظههایی چهره واقعی خود را نشان میدهد.
او توضیح داد: این سکوت بوی بیتفاوتی میدهد، زیرا بسیاری از این چهرهها به محض اینکه پای بحران به میان میآید خود را کنار میکشند، گویی محبوبیتشان تنها برای روزهای آرام است و در روزهای سخت ترجیح میدهند غایب باشند.
این جامعهشناس تأکید کرد: چهرههایی که سالها از توجه عمومی تغذیه کردهاند، نمیتوانند در برابر رنج جمعی چنین خونسرد و خاموش بمانند و انتظار داشته باشند این بیتفاوتی نادیده گرفته شود.
وی ادامه داد: چهرههای پرنفوذ اجتماعی در فرهنگ عمومی ما نقشی فراتر از سرگرمسازی یا حضور در رسانه دارند. مردم آنان را نماد ارزشهای فرهنگی و اخلاقی میدانند، اما وقتی بحران فرا میرسد، برخی از آنان دقیقاً در لحظهای که باید صدای مردم باشند، ناپدید میشوند.
این جامعهشناس بیان کرد سکوت چنین چهرههایی از نگاه جامعه نه انتخاب حرفهای، بلکه نوعی پشتکردن به رنج جمعی تلقی میشود.
او اضافه کرد: چهرههایی که در دوران آرامش برای دیدهشدن رقابت میکنند، در دوران سختی باید پاسخ بدهند که چرا ناگهان «پروژکتور اخلاق» را خاموش میکنند.
دکتر بهرامی گفت: بسیاری از چهرههای پرنفوذ سالها از سرمایه نمادینی بهره بردهاند که در حقیقت متعلق به جامعه بوده، نه به خودشان. او تأکید کرد وقتی سرمایه نمادین بر پایه اعتماد مردم ساخته شده باشد، سکوت در دوران بحران نوعی خیانت به همان اعتمادی است که آنان را مشهور و معتبر کرده است.
این جامعهشناس ادامه داد: برخی از این چهرهها فراموش کردهاند که محبوبیت نه یک امتیاز شخصی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی است؛ مسئولیتی که در لحظه بحران بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد.
وی با لحنی تندتر بیان کرد: سکوت برخی چهرهها نه از سر احتیاط، بلکه از سر راحتطلبی است. آنان تمایل ندارند وارد میدان دشوار اخلاق شوند، زیرا حفظ ظاهر و تصویرشان برایشان مهمتر از همراهی با احساسات جمعی است.
او گفت: جامعه این سکوت حسابگرانه را بهخوبی تشخیص میدهد و در بسیاری از موارد این سکوت، نقاب واقعیتری از شخصیت آنان ارائه میدهد تا آنچه در روزهای آرام از خود نشان میدهند.
بهرامی تأکید کرد: این سکوت یک «سکوت بیصدای پر سر و صدا» است؛ سکوتی که مردم آن را میبینند، میخوانند و معنای اخلاقیاش را بهخوبی میفهمند.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی ادامه داد: بسیاری از چهرههای پرنفوذ امروز در واقع از ایفای نقش اجتماعی خود گریزاناند. آنان در روزهای بدون بحران، از اثرگذاری سخن میگویند، از مسئولیت اجتماعی شعار میدهند و از اهمیت آگاهیبخشی صحبت میکنند؛ اما هنگامی که جامعه واقعاً به حضور آنان نیاز دارد، ناگهان گرفتار «سکوت استراتژیک» میشوند.
او بیان کرد: این استراتژی، در حقیقت استراتژی محافظت از تصویر است نه محافظت از جامعه. چنین چهرههایی به جای آنکه بخشی از صدای جمعی باشند، در برابر سنگینی مسئولیت عقب مینشینند و با این کار بخشی از سرمایه اخلاقی جامعه را تضعیف میکنند.
دکتر بهرامی با نقدی تندتر توضیح داد: بسیاری از چهرههای شناختهشده تنها تا جایی همراه جامعهاند که این همراهی به محبوبیتشان بیفزاید. اما بحرانها امتحانی هستند که نشان میدهد چه کسی واقعاً در کنار مردم ایستاده و چه کسی فقط در کنار دوربینها ایستاده است.
او افزود: سکوت برخی چهرهها، جامعه را به این نتیجه میرساند که محبوبیت آنان نه برگرفته از احساس مشترک، بلکه حاصل یک نمایش دائمی بوده است؛ نمایشی که در روز بحران پردهاش بالا میرود و پشت صحنه واقعیاش را نشان میدهد.
این جامعهشناس با نگاهی انتقادیتر گفت: سکوت چنین افرادی شکافی میان هویت حرفهای و هویت اخلاقی آنان را آشکار میکند.
او توضیح داد: هویت حرفهای آنان بر پایه دیدهشدن استوار است، اما هویت اخلاقیشان در لحظههای نیاز اجتماعی فرو میریزد.
او گفت: جامعه در چنین لحظاتی با یک بحران شناختی مواجه میشود: چگونه کسانی که در روزهای عادی پر از پیام، پست و نمایش حضور هستند، در روزهای دشوار حتی یک جمله ساده همدلی نمیگویند؟ همین تضاد باعث میشود مردم نسبت به اصالت آنان تردید کنند.
وی ادامه داد: بخشی از این سکوت از ضعف ساختاری در فرهنگ مسئولیتپذیری نیز میآید. جامعه از برخی چهرهها نقشهای اخلاقی طلب میکند، اما آنان به این نقشها پشت میکنند، زیرا هیچ سازوکار الزامآور اخلاقی وجود ندارد که آنان را متوجه این مسئولیت کند. دکتر بهرامی گفت برخی چهرهها تصور میکنند محبوبیتشان مالکیت شخصی است، نه یک اعطای جمعی؛ به همین دلیل خود را موظف به پاسخگویی نمیدانند.
او با لحن شدیدی افزود: چهرههایی که از مردم اعتبار گرفتهاند نمیتوانند در روز سختی، مردم را نادیده بگیرند و انتظار داشته باشند این نادیدهگرفتن بیپاسخ بماند.
در نگاه تحلیلی او؛ سکوت این چهرهها باعث سستشدن سرمایه اجتماعی آنان میشود؛ سرمایهای که برخلاف تصورشان، همیشگی و تضمینشده نیست. جامعه حافظه دارد و لحظهای که سکوت از سر راحتطلبی مشاهده شود، همان لحظه آغاز افول تدریجی جایگاه اخلاقی آنان است.
دکتر بهرامی گفت: هیچ چیز مانند سکوتِ بدون شرافت، افکار عمومی را از چهرهها دور نمیکند.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی در پایان بیان کرد: سکوت چهرههای پرنفوذ در بحرانها تنها یک رفتار گذرا نیست؛ یک نشانه عمیق از گسست میان نمادهای فرهنگی و مردم است. جامعه از آنان انتظار دارد در لحظههای سخت، حتی یک پیام ساده از همدلی، امید یا همراهی بدهند. اما وقتی این صدا خاموش میشود، مردم احساس میکنند چهرههایی که روزی برایشان دست زدهاند، امروز حتی یک کلمه برایشان کنار نمیگذارند.
او گفت: این سکوت مانند ترکهایی است که آرام اما پیوسته، دیوار اعتماد عمومی را میشکند. و هرچه این ترکها بیشتر شود، چهرهها باید بدانند بازسازی اعتماد بسیار دشوارتر از کسب محبوبیت است.




