پرسش مهر در مدرسه‌ای که پرسیدن دشوار است

میلاد نوروزی_ عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران

با آغاز سال تحصیلی، بار دیگر رئیس‌جمهور در برابر دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و احتمالا پرسشی را با عنوان «پرسش مهر» مطرح می‌کند. پرسشی که بعد از آن راهی طولانی را طی خواهد کرد؛ از وزارت آموزش‌وپرورش به استان‌ها، از استان‌ها به مناطق و از مناطق به مدارس.

به گزارش خبر مهم، بخشنامه‌ها می‌رسند، شیوه‌نامه‌ها ابلاغ می‌شوند، دانش‌آموزان ثبت‌نام می‌کنند، انشا می‌نویسند، فیلم و پادکست می‌سازند، نقاشی می‌کشند و آثارشان داوری می‌شود. در پایان هم برگزیدگانی خواهیم داشت و مراسمی برای تقدیر از آنان. همه چیز ظاهراً درباره «پرسیدن» است.

اما شاید پیش از آنکه رئیس‌جمهور پرسش تازه‌ای از دانش‌آموزان مطرح کند، بد نباشد این بار ما از خود پرسش مهر سوال کنیم. بعد از نزدیک به سه دهه، این آیین چه تغییری در فرهنگ مدرسه ایجاد کرده است؟ آیا دانش‌آموز ایرانی امروز بیش از گذشته پرسشگر شده است؟ آیا مدرسه تحمل بیشتری برای شنیدن صدای متفاوت دانش‌آموز پیدا کرده؟ آیا پاسخ‌هایی که هر سال از صدها هزار دانش‌آموز جمع‌آوری می‌شود، جایی خوانده و تحلیل می‌شود و اثری در تصمیمات آموزشی کشور می‌گذارد؟ یا اتفاق دیگری افتاده است؟ نکند طرحی که قرار بود شکافی در دیوار سکوت مدرسه ایجاد کند، خودش به بخشی از مناسک رسمی مدرسه تبدیل شده باشد.

ایده‌ای که در زمان خودش تازه بود

پرسش مهر در سال تحصیلی ۱۳۷۶ـ۱۳۷۷ و در دوره ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی آغاز شد. ایده اولیه ساده اما قابل تامل بود: رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان سوال کند و آنان درباره مسائل مدرسه، جامعه و کشور فکر کنند و پاسخ بدهند. استمرار این برنامه بعدها با مصوبه شورای عالی آموزش‌وپرورش تثبیت شد و در اسناد رسمی نیز هدف‌هایی مانند پرورش روحیه مشارکت‌جویی، پرسشگری، اعتمادبه‌نفس و خودباوری برای آن ذکر شد.

برای مدرسه‌ای که سال‌ها رابطه غالب در آن بر انتقال دانش از بالا به پایین بنا شده بود، همین جابه‌جایی کوچک معنا داشت. این بار قرار نبود دانش‌آموز فقط پاسخ سؤال کتاب را بداند. از او خواسته می‌شد درباره یک مسئله فکر کند، نظر بدهد و حتی راه‌حل پیشنهاد کند. در سال‌های نخست، خود ایده بیش از تشریفات پیرامونش دیده می‌شد. رئیس‌جمهور سوال می‌کرد و این سؤال، دست‌کم برای مدتی، موضوع گفت‌وگو می‌شد.

پرسش مهر از این جهت فقط یک مسابقه دانش‌آموزی نبود. پشت آن می‌شد یک تصور تربیتی را دید: دانش‌آموز موجودی منفعل نیست که وظیفه‌اش دریافت مجموعه‌ای از دانسته‌ها و ارزش‌های ازپیش‌آماده باشد. او می‌تواند درباره جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند فکر کند. می‌تواند سؤال داشته باشد. می‌تواند نظرش را بیان کند. این نگاه، اتفاق کوچکی نبود.

اما سرنوشت بسیاری از ایده‌های تازه در نظام‌های اداری کم‌وبیش شبیه یکدیگر است. ایده‌ای برای حل یک مسئله متولد می‌شود؛ بعد برای اجرای آن ساختار درست می‌کنیم، دبیرخانه تشکیل می‌دهیم، فرم می‌سازیم، شاخص تعیین می‌کنیم و مسابقه برگزار می‌کنیم. چند سال که می‌گذرد، ساختار باقی مانده است اما گاهی دیگر معلوم نیست مسئله اولیه چه بوده؟ پرسش مهر نیز از این خطر مصون نمانده است.

وقتی پرسشگری تبدیل به فرایند اداری می‌شود

امروز کافی است شیوه‌نامه‌های پرسش مهر را ورق بزنیم. آن ایده ساده حالا به یک سازوکار مفصل تبدیل شده است. انشای مهر، پاسخ مهر، نقاشی همگانی، نگاشت همگانی و مجموعه‌ای از رشته‌های ادبی، هنری و رسانه‌ای در آن پیش‌بینی شده و آثار از مراحل مختلف مدرسه، منطقه و استان عبور می‌کنند تا به مرحله کشوری برسند. طبعا یک برنامه ملی بدون سازمان‌دهی قابل اجرا نیست. مسئله نفس وجود شیوه‌نامه یا جشنواره نیست. مسئله از جایی شروع می‌شود که وسیله آرام‌آرام جای هدف را می‌گیرد. یعنی به جای اینکه بپرسیم چند دانش‌آموز واقعاً وارد گفت‌وگو شدند، می‌پرسیم چند نفر ثبت‌نام کردند. به جای اینکه بدانیم دانش‌آموزان چه گفته‌اند، تعداد آثار را اعلام می‌کنیم.

به جای اینکه بررسی کنیم پاسخ‌ها چه چیزی درباره ذهن نسل جدید به ما می‌گویند، برگزیدگان را معرفی می‌کنیم.
و سرانجام پرونده یک دوره بسته می‌شود تا سال بعد دوباره همان چرخه از ابتدا آغاز شود.

برای درک ابعاد ماجرا کافی است به آمار رسمی دوره بیست‌وپنجم نگاه کنیم. در سال تحصیلی ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴ بیش از ۶۱۵ هزار نفر در این برنامه مشارکت کردند؛ ۵۸۴ هزار دانش‌آموز و بیش از ۳۱ هزار فرهنگی. در پایان نیز ۲۷۰ پاسخ به‌عنوان آثار برگزیده معرفی شد. این اعداد در نگاه اول چشمگیرند. اما درست از همین‌جا باید سؤال اصلی را مطرح کرد: حاصل این حجم عظیم مشارکت چیست؟ ۶۱۵ هزار دانش‌آموز و معلم چه گفته‌اند؟ مهم‌ترین دغدغه‌های آنان چه بوده است؟ از میان پاسخ‌های دانش‌آموزان چه تصویری از مدرسه، جامعه، آینده و ایران به دست آمده است؟

آیا گزارشی تحلیلی از این پاسخ‌ها منتشر شده که پژوهشگران، خانواده‌ها، مدیران مدارس و حتی خود دانش‌آموزان بتوانند آن را بخوانند؟ و مهم‌تر از همه، آیا تصمیمی در نظام آموزشی وجود دارد که بتوان نشان داد تحت تأثیر پاسخ دانش‌آموزان به پرسش مهر تغییر کرده است؟ عدد مشارکت مهم است، اما عدد به‌تنهایی نشانه اثرگذاری نیست. ممکن است صدها هزار نفر در یک برنامه شرکت کنند و آن برنامه چند هفته بعد تقریباً هیچ ردپایی در زندگی روزمره مدرسه باقی نگذارد.

مسئله اصلی جای دیگری است: فرهنگ سکوت

شاید دشواری پرسش مهر را باید بیرون از خود این جشنواره جست‌وجو کرد؛ در مناسبات روزمره مدرسه. مدرسه ایرانی تا چه اندازه پرسش را به رسمیت می‌شناسد؟ منظور پرسیدن سوال ریاضی و فیزیک و ادبیات نیست. حتی منظور پرسش‌هایی هم نیست که معلم از قبل پاسخ درستشان را می‌داند. پرسش واقعی زمانی آغاز می‌شود که پاسخ از پیش معلوم نباشد. وقتی دانش‌آموز بتواند بپرسد چرا این مقررات وجود دارد؟ چرا درباره این موضوع نمی‌توانیم حرف بزنیم؟ چرا این بخش کتاب چنین نوشته شده است؟ چرا نظر ما درباره مدرسه پرسیده نمی‌شود؟ چرا شیوه تدریس این‌گونه است؟ چرا فلان تصمیم بدون حضور ما گرفته شد؟

اینجاست که مرز میان «سوال کردن» و «پرسشگری» روشن می‌شود. مدرسه ممکن است پر از سوال باشد اما پرسشگر نباشد. معلم هر روز ده‌ها سوال می‌پرسد، کتاب درسی صدها سوال دارد، امتحان اساسا بر سوال بنا شده است؛ اما در همه این موارد معمولا کسی که قدرت دارد سؤال می‌کند و کسی که باید پاسخ بدهد دانش‌آموز است.

رابطه پرسش با قدرت را نمی‌توان نادیده گرفت. یکی از ویژگی‌های فرهنگ سکوت همین است. سکوت لزوما به این معنا نیست که کسی رسما به دانش‌آموز بگوید «حرف نزن». سازوکار بسیار ظریف‌تر از این است. کودک و نوجوان در طول سال‌های مدرسه آرام‌آرام یاد می‌گیرد چه چیزی را می‌توان گفت، چه چیزی را بهتر است نگفت، چه پاسخی تحسین می‌شود، چه نظری دردسر ایجاد می‌کند و کجا سکوت کم‌هزینه‌تر است.

فرهنگ سکوت بیش از آنکه دستور باشد، آموخته می‌شود

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های پنهان مدرسه همین باشد. دانش‌آموز در کتاب از تفکر انتقادی می‌خواند، در برنامه‌های پرورشی از مشارکت می‌شنود و در پرسش مهر هم قرار است نظر بدهد؛ اما در زندگی روزمره مدرسه ممکن است چیز دیگری بیاموزد: اینکه کدام حرف پذیرفتنی است، کدام پرسش دردسر کمتری دارد و چه وقت سکوت امن‌تر است.

همین‌جاست که تناقض پرسش مهر آشکار می‌شود. ساختاری که در طول سال چندان برای شنیدن صدای دانش‌آموز جا باز نکرده، سالی یک بار از او می‌خواهد درباره یک مسئله مهم فکر کند و پاسخ بدهد. رئیس‌جمهور می‌پرسد، وزارتخانه بخشنامه می‌کند، مدرسه فراخوان می‌دهد و دانش‌آموز پاسخ می‌نویسد. اما مسیر عکس آن کجاست؟ دانش‌آموز چه زمانی می‌تواند از مدرسه، وزیر یا رئیس‌جمهور سؤال کند و مطمئن باشد کسی باید پاسخ او را جدی بگیرد؟ اگر پرسش مهر قرار است تمرینی برای مشارکت و شهروندی باشد، شاید وقت آن رسیده صورت مسئله کمی تغییر کند: به جای اینکه فقط بپرسیم پاسخ دانش‌آموزان به رئیس‌جمهور چیست، بپرسیم پرسش دانش‌آموزان از رئیس‌جمهور چیست؟

مسئله دیگر خود پرسش‌هاست. بعضی از آنها به زندگی دانش‌آموز و مسائل واقعی مدرسه نزدیک بوده‌اند و بعضی چنان کلی و رسمی که دانش آموز برای پاسخ دادن ناچار است بیشتر از آنکه به تجربه خودش رجوع کند، حدس بزند چه پاسخی مطلوب است. حاصل چنین وضعی معمولا زبان خود دانش‌آموز نیست؛ بازتولید همان ادبیاتی است که پیش‌تر در سخنرانی‌ها، کتاب‌ها و متن‌های رسمی شنیده است.

پرسش واقعی اما باید احتمال شنیدن پاسخ ناخوشایند را هم بپذیرد. اگر درباره مدرسه می‌پرسیم، دانش‌آموز باید بتواند بگوید مدرسه‌اش را دوست ندارد. اگر از امید می‌پرسیم، باید اجازه داشته باشد از ناامیدی حرف بزند. اگر درباره آینده سوال می‌کنیم، نگرانی و تردید هم باید پاسخ معتبر تلقی شود. وگرنه سؤال نکرده‌ایم؛ پاسخ مورد پسند خودمان را طلب کرده‌ایم.

این همه پاسخ به کجا می‌رود؟

این شاید مهم‌ترین پرسش درباره سرنوشت خود این برنامه باشد. طی سال‌ها، انبوهی از نوشته‌ها، نقاشی‌ها و آثار دانش‌آموزان جمع شده، داوری شده و برگزیدگانی معرفی شده‌اند. بعد هم پرونده یک دوره بسته شده و نوبت به پرسش سال بعد رسیده است. اما از دل این حجم بزرگ پاسخ‌ها چه چیزی درباره نسل جدید فهمیده‌ایم؟

همین آثار، اگر جدی گرفته شوند، می‌توانند تصویری کم‌نظیر از ذهن دانش‌آموز ایرانی به دست دهند؛ اینکه از چه چیز نگران است، مدرسه را چگونه می‌بیند، چه آینده‌ای می‌خواهد و فاصله میان دنیای او و دنیای بزرگسالان کجاست. به جای آنکه پاسخ‌ها پس از داوری به بایگانی بروند، می‌توان آنها را تحلیل کرد و هر سال گزارشی ساده و صریح با یک عنوان روشن منتشر کرد: «دانش‌آموزان ایران چه گفتند؟» بعد هم دولت پاسخ دهد که از آنچه شنیده، چه چیزی را فهمیده و برای کدام مسئله کاری انجام داده است. گفت‌وگو فقط با پرسیدن آغاز نمی‌شود؛ با شنیدن و پاسخ دادن معنا پیدا می‌کند.

پرسش از هزینه و فایده این برنامه نیز به همین دلیل ضروری است. اجرای سراسری پرسش مهر، گذشته از اعتبارات مالی، هزاران ساعت از وقت مدیران، معلمان، مربیان، کارشناسان، داوران و دانش‌آموزان را به خود اختصاص می‌دهد. طبیعی است که پس از نزدیک به سه دهه بپرسیم حاصل این سرمایه‌گذاری چه بوده است. تعداد شرکت‌کنندگان، تعداد آثار و تعداد برگزیدگان به تنهایی معیار موفقیت یک برنامه تربیتی نیست. معیار مهم‌تر این است که آیا این برنامه چیزی در فرهنگ مدرسه و نسبت دانش‌آموز با پرسشگری تغییر داده است یا نه.
با این همه، مسئله حذف پرسش مهر نیست. شاید برعکس، باید آن را به ایده اولیه‌اش بازگرداند و از زیر انبوه تشریفات اداری بیرون آورد.

چرا پرسش مهر به جای یک مسابقه بزرگ، فرصتی برای گفت‌وگو در کلاس‌های درس نباشد؟ دانش‌آموز هم پاسخ بدهد و هم سؤال کند. پرسش‌های او بدون دستکاری جمع‌آوری شود، مهم‌ترین آنها به گوش مسئولان برسد و مسئولان نیز موظف باشند پاسخ دهند. آن وقت به جای یک مراسم سالانه، چیزی شبیه یک گفت‌وگوی واقعی میان نسل داخل مدرسه و کسانی شکل می‌گیرد که برای آن نسل تصمیم می‌گیرند.

اما هیچ‌کدام از اینها جای تغییر در زندگی روزمره مدرسه را نمی‌گیرد. پرسشگری را نمی‌توان سالی یک بار تمرین کرد. دانش‌آموزی که در مهرماه به اظهار نظر دعوت می‌شود، باید در آذر و اسفند و اردیبهشت هم بتواند سؤال سخت بپرسد، مخالفت کند، از مدیر توضیح بخواهد و حتی پاسخ معلم را به چالش بکشد. در آستانه پرسش مهر تازه، شاید پیش از آنکه دوباره از میلیون‌ها دانش‌آموز بخواهیم به یک سوال پاسخ دهند، بهتر باشد خودمان به یک سؤال پاسخ بدهیم: آیا مدرسه واقعاً آماده شنیدن صدای دانش‌آموز است؟

پرسش مهر اگر هنوز قرار است معنایی داشته باشد، از همین‌جا باید آغاز شود؛ نه از بخشنامه‌ای تازه، نه از افزایش رشته‌های مسابقه و نه از بزرگ‌تر شدن آمار مشارکت. از به رسمیت شناختن یک حق ساده: حق دانش‌آموز برای پرسیدن. شاید پس از نزدیک به سه دهه، مهم‌ترین پرسش مهر دیگر سوال رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان نباشد؛ پرسش دانش‌آموزان از ما باشد. و اینکه آیا واقعا آماده شنیدن آن هستیم؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا