
هیرکان در آتش؛ میراثی که میسوزد، هشدارهایی که شنیده نمیشود
جنگلهای هیرکانی یکی از قدیمیترین و ارزشمندترین جنگلهای جهان هستند که در امتداد کرانهی جنوبی دریای خزر گسترده شدهاند. وسعت این جنگلها از شرق تا غرب شمال ایران کشیده شده و بخشهایی از چند استان شمالی را دربر میگیرد.
جنگلهای هیرکانی از شرق استان گلستان آغاز میشوند و تا غرب استان گیلان ادامه دارند. استانهایی که این جنگلها از آنها عبور میکنند می توان به گلستان، مازندران و گیلان و بخش کوچکی در طالقان استان البرز اشاره کرد.
آتشسوزی الیت فقط شعلهور شدن چند هکتار جنگل نیست؛ فرو ریختن بخشی از حافظه میلیونساله زمین است. در گفتوگوی اختصاصی مسیحااقتداریان با دکتر مهراب رجبی، پژوهشگر و البرزشناس، از فاجعه خاموشی میشنویم که هر بار در هیرکان تکرار میشود؛ جایی که هر درخت، ورق ورقِ تاریخ طبیعت است و هر سوختن، زخم تازهای بر پیکر میراثی که تابِ بیبرنامگی ما را ندارد.
– دکتر رجبی، ابتدا از شما تشکر میکنم که در بحبوحه بحران آتشسوزی جنگلهای هیرکانی در روستای الیت، فرصتی برای این گفتوگو اختصاص دادید. شما سالهاست درباره هیرکان و پوششهای گیاهی البرز پژوهش میکنید. نخست بفرمایید وقتی خبر آتشسوزی را شنیدید، اولین نگرانیتان چه بود؟
▫️نخستین چیزی که به ذهنم رسید «تکرار یک فاجعه» بود. جنگلهای هیرکانی یک زیستکره معمولی نیستند؛ یک گنجینهی ژنتیک پنجاه میلیونسالهاند. هر متر از این جنگلها معادل یک کتاب قطور تاریخ طبیعی است. وقتی چنین منطقهای در الیت میسوزد، در واقع بخشی از چینههای تبارشناسی گیاهان کره زمین از بین میرود.
هیرکان کرج؛ میراث ناشناخته
– شاید برای بسیاری عجیب باشد که نمونهای از جنگل هیرکانی را نه فقط در شمال کشور، بلکه در کرج هم داریم. در اینباره توضیح دهید.؟
▫️بله، این یک واقعیت کمتر گفتهشده است. بسیاری تصور میکنند هیرکان فقط در استانهای گیلان، مازندران، گلستان یا بخشهایی از اردبیل دیده میشود، اما هیرکان کرج در محوطه رؤیایی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی کرج، یکی از نمونههای منحصربهفرد این جنگلهای باستانی است. این مجموعه در حدود هشت دهه پیش، به همت مرتضیقلیخان بیات و با دقت مهندس اتریشی–آلمانی، «گا او با»، شکل گرفت و مجموعهای کمنظیر از درختان هیرکانی را به کرج آورد.
چرا هیرکان اینقدر مهم است؟
ـــ در افکار عمومی معمولاً اهمیت هیرکان خلاصه میشود به «جنگلی قدیمی». اما شما بارها گفتهاید این یک نگاه بسیار سادهانگارانه است. اهمیت واقعی هیرکان چیست؟
▫️ابتدا باید تاکید کنم که تمامی بوته زارها، مراتع و جنگلهای جهان، مدیون ایران و هیرکانش هستند. “هیرکان یعنی مانا، پایدار، جاودان. این جنگلها تنها جنگلهایی هستند که از آخرین عصر یخبندان جان سالم به در بردهاند. وقتی جنگلهای آمازون نابود شدند، وقتی میلیونها گونه از بین رفتند، هیرکان ماند. همین پایداری رمز ارزش آن است. حتی درختی مانند «ژینگو» در هیرکان نابود شد، اما یک تکدرخت در گوشهای از چین زنده ماند و بعدها مهندس «گااوبا» بذر آن را به کرج آورد تا امروز بخشی از هیرکانِ البرز باشد.
آتشسوزی الیت؛ زخم بر پیکر یک میراث جهانی
ـــ به آتشسوزی الیت برگردیم. چه چیزی باعث میشود این اتفاق فراتر از یک حریق جنگلی معمولی باشد؟
▫️چون ما در حال از دست دادن ذخیرههای ژنتیک منحصربهفرد هستیم؛ ذخیرههایی که هرگز جایگزین نخواهند شد.
در الیت فقط درخت نمیسوزد؛ فرایند تکامل یک اکوسیستم کمنظیر در حال سوختن است. ما در هیرکانی با گونههایی چون سرو، راش، توسکا، سرخدار، نارون، انجیلی، نمدار، ممرز، بارانک، انجیر، لرگ، لیک و دهها گونهی دیگر روبهرو هستیم که هرکدام شناسنامه دارند و بخشی از اعتبار علمی کشورند. سوختن اینها یعنی سوختن برگهای تاریخ ایران.
هیرکان کرج؛ موزه زندهای که هنوز ناشناخته مانده است
ــ چرا با وجود این اهمیت، هیرکان کرج کمتر دیده شده و کمتر دربارهاش گفته میشود؟
▫️متأسفانه نگاه ما به «میراث طبیعی» هنوز واکنشی است نه پیشگیرانه. هیرکان کرج یک موزه زنده جهانی است؛ اما در سایه قرار دارد. اگر این ذخیرهگاه در کشوری دیگر بود، سالیانه هزاران پژوهش و تور علمی به آن گره میخورد. اینجا اما هنوز بسیاری حتی نامش را نشنیدهاند.
هشدار، درخواست، مطالبه
– و حالا… پیام شما درباره آتش الیت و وضعیت هیرکان چیست؟
▫️چیزی جز هشدار و مطالبه ندارم.
هیرکان میسوزد اما بیتفاوتی ما زبانههای آتش را بلندتر میکند.
اگر میخواهیم چیزی از این میراث به نسلهای بعد برسد، باید مدیریت، پایش، بودجه، آموزش و حضور واقعی مردم را جدی بگیریم.
هیرکان فقط یک جنگل نیست؛ یک تاریخ زنده است.
واما….
آتشسوزی الیت فقط یک حادثه طبیعی نیست؛ صدای شکستن استخوانهای میراثی است که میلیونها سال دوام آورده اما تحمل بیبرنامگی امروز ما را ندارد.
هیرکان، چه در البرز و چه در شمال کشور، نه تنها سبزینگی، که روایت تابآوری طبیعت است. حفاظت از آن، انتخاب نیست؛ وظیفه است.




